تلخند:

——————————————
طرف سوار اسب شده، عکسشُ گذاشته فِیس بُوک، میگه اون بالاییه منم!!
 
——————————————
رفتم سوپر مارکت میگم آقا کرم کارامل دارین؟ میگه کرم فقط ساویز داریم!!
 
——————————————
پسورد اینترنت وایرلسم رو عوض کردم، همسایمون زنگ زده میگه پسوردتُ عوض کردی؟ میگم نه! میگه آخه قبلاً شماره موبایلت بود، الان هرچی میزنم کانکت نمیشم!!
 
——————————————
کاردار سوئیس رو احضار کردن که بره به آمریکا بگه چرا عربستان نیروهاشُ فرستاده بحرین!!
——————————————

پـَـَـ نــه پـَـَــــ سری نهم

برنامه آشپزی تلویزیون:
خانم آشپز: حالا سینه مونو میزاریم گرم بشه.
شجاعی مهر: منظورتون سینه مرغه؟
خانم آشپز:پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام سینه خودمو گرم کنم

در آسانسورو باز کرده کوبونده تو سر من از درد اشکم در اومده میگه آخی دردت اومد؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دیدم شب جمعه اس به یاد مرده هامون افتادم یه دیده ای تر کردم!!!

پیک پیتزایی میاد در میزنه. یارو میگه پیتزا آووردی؟!؟!؟
میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم آشغالاتونو ببرم

اومدم به بابام میگم بابا پول بده، میگه مگه پولات تموم شده؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ با اون یه ذره پول تو جیبی رفتم یه بنز خریدم، بقیشم گذاشتم بانک!
میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ با اون دست فرمونت میخوای پول بنزم بهت بدم لابد؟!!!
میگم شما هم مگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ رو بلدی؟!میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ ! فقط تو بلدی !!!

ادامه نوشته

جک خرداد 1391

12.jpg

ادامه نوشته

موضوع انشا: اینترنت


انشا زیبایی با موضوع اینترنت ؟! (طنز) www.taknaz.ir

به نام خدا

موضوع انشا: اینترنت چیست؟

با نام و یاد خدا انشای خود را آغاز می کنم. معلم به ما گفت در مورد اینترنت بنویسیم. من از اینترنت خیلی سرم می شود و در خانه مان اینترنت پرسرعت داریم.

اینترنت کاربرد های بسیار بسیار بسیار فراوانی دارد. مامان ,بابا, برادر و خواهر من از اینترنت خیلی استفاده می کنند. هر وقت برادرم پای اینترنت می نشیند همه اش مواظب است کسی به کامپیوتر نزدیک نشود و خیلی خیلی به حریم خصوصی اعتقاد دارد. هیچ وقت به من یاد نمی دهد که چه کار می کند، می گوید بزرگ می شوی یاد می گیری.

خواهرم همه اش به سایت های مختلف سر می زند و موقعی که پشت کامپیوتر می نشیند که تحقیقات دانشگاهی اش را انجام دهد یه حرف هایی می زند که نمی شود در انشا نوشت اما همه اش به سرعت اینترنت مربوط می شود.

ما اینترنت پرسرعت داریم ولی هر وقت می خواهم به سایت باشگاه مورد علاقه ام سربزنم باید مدت ها صبر کنم، آخر پشت سر هم پیغام خطا می دهد. برادرم می گوید مربوط به سرعت است و با چراغ نفتی کار می کند.

من نمی دانم حالا که برق آمده چرا کاری نمی کنند اینترنت هم برقی شود.

خواهرم می گوید کابل با کشتی قطع شده و دارند تعمیر می کنند. کاش این کشتی ها می فهمیدند ما کار داریم قبض آب،برق، گاز تلفن و ... باید اینترنتی پرداخت شود. دانشگاه ها اینترنتی ثبت نام می کنند و تازگی هر کاری می خواهی بکنی میگن از طریق سایت مان اقدام کنید، اما نمی شود.

پدرم می گوید همه تقصیر ها به گردن اینترنت مِلی است و اگر راه بیفتد فاتحه اینترنت خوانده است. من نمی دانم اینترنت مِلی یعنی چه، اما می دانم مردن چیز بدی است خدا کند اینترنت نمیرد وگرنه من دیگر نمی توانم بازی کنم و عکس ببینم.

این بود انشای من.


اگه نگیم و نخندیم پیاز میشیم و می گندیم

ادامه نوشته

پـَـَـ نــه پـَـَــــ (سری هشتم)

** مشاهده سری هشتم پ نه پ **

ادامه نوشته

بدون شرح !!!

روزی رییس یک شرکت بزرگ به دلیل یک مشکل اساسی در رابطه با یکی از کامپیوترهای اصلی مجبورشد با منزل یکی از کارمندانش تماس بگیرد. بنابراین، شماره منزل او را گرفت.
کودکی به تلفن جواب داد و نجوا کنان گفت:«سلام»
رییس پرسید:«بابا خونس؟»
صدای کوچک نجوا کنان گفت: «بله»
می تونم با اوصحبت کنم؟
کودکی خیلی آهسته گفت: «نه»
رییس که خیلی متعجب شده بود و می خواست هر چه سریع تر با یک بزرگسال صحبت کند،گفت: «مامانت اونجاس؟» بله
می تونم با او صحبت کنم؟ دوباره صدای کوچک گفت: «نه»
رییس به امید این که شخص دیگری در آنجا باشد که او بتواند حداقل یک پیغام بگذارد پرسید: « آیا کس دیگری آنجا هست؟»
کودک زمزمه کنان پاسخ داد: «بله، یک پلیس»
رییس که گیج وحیران مانده بود که یک پلیس در منزل کارمندش چه می کند، پرسید:«آیا می تونم با پلیس صحبت کنم؟»
کودک خیلی آهسته پاسخ داد: «نه، او مشغول است؟»
مشغول چه کاری است؟
کودک همان طور آهسته باز جواب داد: «مشغول صحبت با مامان و بابا و آتش نشان.»
رییس که نگران شده بود و حتی نگرانی اش با شنیدن صدای هلی کوپتری از آن طرف گوشی به دلشوره تبدیل شده بود پرسید: «این چه صدایی است؟»
صدای ظریف و آهسته کودک پاسخ گفت: «یک هلیکوپتر»
رییس بسیار آشفته و نگران پرسید: «آنجا چه خبر است؟»
کودک با همان صدای بسیار آهسته که حالا ترس آمیخته به احترامی در آن موج می زد پاسخ داد:«گروه جست و جو همین الان از هلیکوپتر پیاده شدند.»
رییس که زنگ خطردر گوشش به صدا درآمده بود، نگران و حتی کمی لرزان پرسید:«آنها دنبال چی میگردند؟»
کودک که همچنان با صدایی بسیار آهسته ونجوا کنان صحبت می کرد با خنده ریزی پاسخ داد: «من».

نحوه استفاده از کارتهای عابر بانک توسط آقایان و خانمهای عزیز

آقایون چطور از عابر بانک پول می گیرند ؟

۱- با ماشین میرن سراغ بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک

۲- کارت رو داخل دستگاه میذارن

۳- کد رمز رو میزنن و مبلغ درخواستی رو وارد میکنن
۴- پول و کارت رو میگیرن و میرن

خانمها چطور از عابر بانک پول می گیرند ؟

۱- با ماشین میرن دم بانک

۲- توی آینه آرایششون رو چک میکنن

۳- به خودشون عطر میزنن

۴- موهاشون رو چک میکنن

۵- توی پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن

۶- توی پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن

۷- بلاخره ماشین رو پارک میکنن و میرن دم دستگاه عابر بانک

۸- توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن

۹- کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه

۱۰- کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون

۱۱- دنبال کارت عابر بانکشون میگردن

۱۲- کارت رو وارد دستگاه میکنن

۱۳- توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یادداشت کردن میگردن

۱۴- کد رمز رو وارد میکنن

۱۵- دو دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن

۱۶- کنسل میکنن

۱۷- دوباره کد رمز رو میزنن

۱۸- کنسل میکنن
۱۹- به همسرشون زنگ میزنن که طریقة وارد کردن کد صحیح رو براشون بگه
۲۰- مبلغ درخواستی رو میزنن
۲۱- دستگاه ارور میده
۲۲- مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن

۲۳- دستگاه ارور میده

۲۴- بیشترین مبلغ ممکن رو درخواست میکنن

۲۵- انگشتاشون رو برای شانس روی هم میذارن

۲۶- پول رو میگیرن

۲۷- برمیگردن به ماشین

۲۸- آرایششون رو توی آینه چک میکنن

۲۹- توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن

۳۰- استارت میزنن

۳۱- پنجاه متر میرن جلو

۳۲- ماشین رو نگه میدارن

۳۳- دوباره برمیگردن جلوی بانک

۳۴- از ماشین پیاده میشن

۳۵- کارتشون رو از توی دستگاه عابر بانک برمیدارن

۳۶- سوار ماشین میشن

۳۷- کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده

۳۸- آرایششون رو توی آینه چک میکنن

۳۹- نگاهی به موهاشون میندازن

۴۰- راه میفتن و میندازن توی خیابون اشتباه

۴۱- برمیگردن

۴۲- میندازن توی خیابون درست

۴۳- پنج کیلومتر میرن جلو

۴۴- ترمز دستی رو آزاد میکنن (میگم چرا انقدر یواش میره ها!)

۴۵- به حرکت ادامه میدن

جک اردیبهشت 1391

 یارو زنگ می زنه فرودگاه و می گه: شیراز تا تهران چقدر راهه؟
کارمنده می گه: یه لحظه... طرف می گه: خیلی ممنون! و قطع می کنه

 .....................................................................

 به غضنفر ميگن چرا در خونت نوشتي WC؟
ميگه اين مخفف welcome هست

 .....................................................................

هروقت رفتین دکتر ازتون پرسید “اینجا درد میکنه؟”
 بهش دروغ بگین !!! چون دقیقا همونجا رو فشار میده بی شرف!

 .....................................................................

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

طنز نوشته ها

 مقایسه لباس دخترا و پسرا در طول هفته 
داستان اتاق من 
اولین عکس العمل موقع تصادف 
برآورده شدن سه آرزو 
مطالبی متفاوت از ساحل و میترا
ادامه نوشته

اس ام اس لات و لوت و با مرام بازی

جارو برقی با اینکه میدونه زباله راه نفسشو میبنده بازم هورتش میکشه .
جارو برقیتم آشغال!!!!

×××××××××××××××××

تو صحرای قلبم تو تنها شتری

×××××××××××××××××


کش شلوارتم رفیق ولم کن تا آبروتو ببرم

×××××××××××××××××

صفای ما پابرهنه ها میدونی چیه؟

برو ادامه مطلب رو ببین

ادامه نوشته

کشِ شلوار

یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته، یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد!
خیلی شاکی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه.
یک مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو می بینه موتور گازیه غیییییژ ازش جلو زد!
دیگه پاک قاطی می کنه با دویست و چهل تا از موتوره جلو می زنه.
همین جور داشته با آخرین سرعت می رفته، یهو می بینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!!
طرف کم میاره، میزنه کنار به موتوریه هم علامت میده.
خلاصه دوتایی وامیستن کنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه، میگه: آقا ! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی روی ما رو کم کردی؟!
موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان میگه :
والله ... داداش... خدا پدرت رو بیامرزه وایستادی!...کش شلوارم گیر کرده به آیینه بغلت!


نتیجه اخلاقی

اگه می بینید بعضی ها در کمال بی استعدادی پیشرفت های قابل ملاحظه ای دارن ببینید کش شلوارشان! به کدام مدیر گیر کرده...!

منبع : بهترین ها برای 16+

جوک و اس ام اس اسفند ۹۰ - فروردین ۹۱

گشت ارشاد این روزا...
خانوم روتو وا کن، متحجر نباش، چرا تنها؟ دوس پسرت کو؟

ادامه نوشته

مشخصات كشور؟؟؟

مشخصات چه کشوری است؟؟؟؟

20میلیون فقیر

7 میلیون بیكار

4 میلیون معتاد

300 هزار زن تن فروش

14 میلیون بیمار روانى

600 هزار كودك كارگر

یك و نیم میلیون محروم از تحصیل

8 میلیون بیسواد

180 هزار نابغه فرارى

با 30 تریلیون و400 میلیارد تومان

خسارت ناشى از فرارمغز ها

450 هزار تصادف در سال

40 هزار بیمار ایدزی

سن بزهکاری زیر 10 سال

کف سنی فحشا 14 سال

و کف سنی اعتیاد 31 سال و... ؟

اگه گفتی مشخصات كجاست؟

نحوه استفاده از کارتهای عابر بانک توسط آقایان و خانمهای عزیز

آقایون چطور از عابر بانک پول می گیرند ؟
۱- با ماشین میرن سراغ بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک
۲- کارت رو داخل دستگاه میذارن
۳- کد رمز رو میزنن و مبلغ درخواستی رو وارد میکنن
۴- پول و کارت رو میگیرن و میرن

خانمها چطور از عابر بانک پول می گیرند ؟
۱- با ماشین میرن دم بانک
۲- توی آینه آرایششون رو چک میکنن
۳- به خودشون عطر میزنن
۴- موهاشون رو چک میکنن
۵- توی پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن
۶- توی پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن
۷- بلاخره ماشین رو پارک میکنن و میرن دم دستگاه عابر بانک
۸- توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن
۹- کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه
۱۰- کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون
۱۱- دنبال کارت عابر بانکشون میگردن
۱۲- کارت رو وارد دستگاه میکنن
۱۳- توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یادداشت کردن میگردن
۱۴- کد رمز رو وارد میکنن
۱۵- دو دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن
۱۶- کنسل میکنن
۱۷- دوباره کد رمز رو میزنن
۱۸- کنسل میکنن
۱۹- به همسرشون زنگ میزنن که طریقة وارد کردن کد صحیح رو براشون بگه
۲۰- مبلغ درخواستی رو میزنن
۲۱- دستگاه ارور میده
۲۲- مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن
۲۳- دستگاه ارور میده
۲۴- بیشترین مبلغ ممکن رو درخواست میکنن
۲۵- انگشتاشون رو برای شانس روی هم میذارن
۲۶- پول رو میگیرن
۲۷- برمیگردن به ماشین
۲۸- آرایششون رو توی آینه چک میکنن
۲۹- توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن
۳۰- استارت میزنن
۳۱- پنجاه متر میرن جلو
۳۲- ماشین رو نگه میدارن
۳۳- دوباره برمیگردن جلوی بانک
۳۴- از ماشین پیاده میشن
۳۵- کارتشون رو از توی دستگاه عابر بانک برمیدارن
۳۶- سوار ماشین میشن
۳۷- کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده
۳۸- آرایششون رو توی آینه چک میکنن
۳۹- نگاهی به موهاشون میندازن
۴۰- راه میفتن و میندازن توی خیابون اشتباه
۴۱- برمیگردن
۴۲- میندازن توی خیابون درست
۴۳- پنج کیلومتر میرن جلو
۴۴- ترمز دستی رو آزاد میکنن (میگم چرا انقدر یواش میره ها!)
۴۵- به حرکت ادامه میدن

جدید ترین سری آیا میدانید ها......

آیا میدانید : تقریبا ۶۵ ٪ وزن انسان را اکسیژن تشکیل میدهد ؟
آیا میدانید : انسان برای اولین بار در ۱۷۸۳ پرواز را تجربه کرد و توانست ۸ کیلومتر با بالن پرواز کند ؟
آیا میدانید : جنین انسان بعد از ۱۷ هفته (۴ ماه) می تواند خواب هم ببیند ؟
آیا میدانید : تنها موجودای که میتواند به پشت بخوابد انسان است ؟
آیا میدانید : بدن یک انسان در طول عمرش به طور متوسط ۱۳۰۰ لیتر عرق تولید میکند ؟
آیا میدانید : انسان‌های راست دست به طور میانگین ۹ سال بیش از چپ دست‌ها عمر می‌کنند ؟
آیا میدانید : کره زمین از ۱۰۲ عنصر بوجود آمده و این ۱۰۲ عنصر در بدن انسان وجود دارد ؟
آیا میدانید : حس بویایی انسان قادر به دریافت و تشخیص ده هزار بوی متفاوت است ؟
آیا میدانید : حدود ۱۰ درصد وزن بدن انسان (بدون آب) را باکتریها تشکیل میدهند ؟
آیا میدانید : از دست دادن تنها ۱% از آب بدن موجب تشنگی میشود ؟
ادامه نوشته

دو مطلب در مورد شباهتها و تفاوت های دختر ها و پسر های امروزی

شباهت دخترها و پسرها

deborah.mihanblog.com

و

فرق حمام رفتن دخترها و پسرها

 

ادامه نوشته

خاطرات یک پزشک از بیمارانش (طنــز)

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ادامه نوشته

بدون شرخ از (شهین)

دو تا پيرمرد با هم قدم مي زدن و 20 قدم جلوتر همسرهاشون کنار هم به آرومي در حال قدم زدن بودن. پيرمرد اول: «من و زنم ديروز به يه رستوران رفتيم که هم خيلي شيک و تر تميز و با کلاس بود، هم کيفيت غذاش خيلي خوب بود و هم قيمت غذاش مناسب بود.» پيرمرد دوم: «اِ... چه جالب. پس لازم شد ما هم يه شب بريم اونجا... اسم رستوران چي بود؟» پيرمرد اول کلي فکر کرد و به خودش فشار آورد، اما چيزي يادش نيومد. بعد پرسيد: «ببين، يه حشره اي هست، پرهاي بزرگ و خوشگلي داره، خشکش مي کنن تو خونه به عنوان تابلو نگه مي دارن، اسمش چيه؟» پيرمرد دوم: «پروانه؟» پيرمرد اول: «آره!» بعد با فرياد رو به پيرزنها: «پروانه! پروانه! اون رستوراني که ديروز رفتيم اسمش چي بود؟!!!»‬

پـَـَـ نــه پـَـَــــ (سری هفتم)

(سری ۳ سوالات بیهوده) پـَـَـ نــه پـَـَــــ

ادامه نوشته

واقعا شهر هرت کجاست؟

- شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب.

- شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگر رو مي شناسن.
- شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند..
- شهر هرت جايي است که درختها علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند.
- شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند.
- شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند.
ادامه نوشته

سرشماري در شهراهاي مختلف (طنز)

ادامه نوشته

ایمیل اشتباهی

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر و بالاخره به اینترنت مجهز است.
تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند.
نامه را مینویسد اما در تایپ آدرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد.
در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی، زنی که تازه از مراسم خاکسپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا آشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند.

ادامه نوشته

چرا نباید به یک رستوران ۵ ستاره رفت؟

س: چه میل دارید؟ آب میوه؟ سودا؟ شکلات؟ مایلو (شیر شکلات)؟ یا قهوه؟
ج: لطفا یک چای

س:
چای سیلان؟ چای گیاهی؟ چای بوش؟ چای بوش و عسل؟ چای سرد یا چای سبز؟
ج: سیلان لطفا

س:
چه جور میل دارید؟ با شیر یا بدون شیر؟
ج: با شیر لطفا

س:
شیر؟ پودر شیر یا شیر غلیظ شده؟
ج: شیر لطفا

س:
شیر بز، شیر شتر یا شیر گاو؟
ج: لطفا شیر گاو.

س:
شیر گاوهای مناطق قطبی یا شیر گاوهای آفریقایی؟
ج: فکر کنم چای بدون شیر بخورم.

س:
با شیرین کننده میل دارید یا با شکر یا با عسل؟
ج: با شکر.

س:
شکر چغندر قند یا شکر نیشکر؟
ج: با شکر نیشکر لطفا

س:
شکر سفید، قهوه ای یا زرد؟
ج: لطفا چای را فراموش کنید فقط یک لیوان آب به من بدهید

س:
آب معدنی یا آب بدون گاز؟
ج: آب معدنی

س:
طعم دار یا بدون طعم؟
ج: ترجیح میدم از تشنگی بمیرم

بهانه های خلاص شدن از دست دوست  پسر یا دختر ها

بهترين بهانه‌ها برای خلاص شدن از

دست دوست دخترها و دوست پسرها

* بهانه ی دخترا برای خلاص شدن از دست دوست پسرشون : 

۱- فاصله سنی مون خیلی زیاده(خیلی از مرحله پرتی)
۲- من به تو علاقه به اون صورت ندارم (خیلی بد هیکلی)
۳- من الان تو موقعیت بدی هستم (دلم یه جا دیگه گیره)
۴- تقصیر تو نیست تقصیر منه (عجب غلطی کردم با تو دوست شدم)
۵- من تو دوستیمون از هیچ کاری دریغ نکردم (هر غلطی خواستم کردم) 
۶- دیروز یه خواستگار دکتر داشتم (زودتر بیا منو بگیر)

* مذیت مذکر بودن :

۱- دختر نیستید.
۲ - همیشه خودتون هستید(100 مدل آرایش نمی کنید) 
۳- فقط شما می تونید رئیس جمهور بشید.
۴- فقط شما می تونید برید ورزشگاه آزادی و فوتبال ببینید .
۵- برای دعوا کردن به بابا یا داداش بزرگتر احتیاج ندارید .
۶- توی اتوبوس جای بیشتری نسبت به دخترا دارید.
۷- در کمتر از 10 دقیقه می تونید دوش بگیرید .
۸- هر جور که حال کنید لباس می پوشید.
۹- در کمتر از 2 دقیقه لباس می پوشید و آماده می شید.
۱۰- و مهمتر از همه اینکه شما هیچ وقت نمی ترشید.

* بهانه ی پسرا برای خلاص شدن از دست دوست دخترشون :

۱- تو برای من مثل خواهر می‌مونی! (خيلی زشتی!)

۲- فاصله سني‌مون کمی زياده. (خيلی زشتی!)

۳- من به تو علاقه به «اونصورت» ندارم. (خيلی زشتی!)

۴- من الان توی موقعيت بدی از زندگيم هستم. (خيلی زشتی!)

۵- دوست دختر دارم. (خيلی زشتی!)

۶- من با خانمهای همکارم بيرون نمی‌رم. (خيلی زشتی!)

۷- تقصير تو نيست، تقصير منه! (خيلی زشتی!)

۸- من الان توجهم به کارمه! (خيلی زشتی!)

۹- من تصميم گرفتم مجرد بمونم. (خيلی زشتی!)

۱۰- بهتره فقط با هم دوست معمولی باشيم (بطور وحشتناکی زشتی!!!!)